Sword of the Sea تجربهای از لذت حرکت تو بازیهای ویدیویی هست

“اول از همه، حرکت توی یه بازی ویدیویی واقعا فوقالعاده لذتبخشه” مت ناوا با لحنی میگه که انگار داره بدیهیترین چیز دنیا رو بیان میکنه. و خب، کاملا هم حق با اونه.
Sword of the Sea
سازنده: Giant Squid
ناشر: Giant Squid
پلتفرم: تست شده روی PS5
تاریخ انتشار: ۲۷ مرداد ۱۴۰۴ برای PC (استیم و اپیک) و PS5
ناوا ادامه میده: “یه دسته کامل از بازیها هست که حول محور حرکته بازیهای ریسینگ، اسنوبورد ولی اغلبشون توی گیمپلی به مسابقه یا رقابت امتیاز ختم میشه. بازی اکتشافی زیاد وجود نداره.” اینجا جاییه که Sword of the Sea وارد میشه؛ جدیدترین ساخته Giant Squid بعد از بازیهای آرامشبخش Pathless و Abzû: “چی میشه اگه تمام اون لذت حرکت رو توی قالب یه بازی اکتشافی تجربه کنیم؟”
اولین بار توی رویداد Summer Game Fest در خرداد با ناوا، کارگردان خلاق Giant Squid صحبت کردم. ولی تجربهم از بازی و گپ زدن با ناوا هنوز برام مثل روز روشنه. وسط هیاهوی پرانرژی ولی همیشه شلوغ نمایشگاه بازیها، Sword of the Sea مثل غوطهور شدن توی یه آرامش آشنا و ملایم بود.
حدود نیم ساعت که باهاش بازی کردم، با اطمینان میگم این بازی یه جریان حرکتی تقریبا بینظیر داره ، البته از نوع خاص خودش. معمولا حس Flow توی بازیها وقتی ایجاد میشه که فشار و تمرکز شدیدی وجود داشته باشه، مثل تراشیده شدن یک الماس. اما جریان Sword of the Sea مثل حرکت آب میمونه. و این خبر که هفته آینده با عرضه روی PS Plus قراره رایگان در دسترس مشترکها باشه، بهترین بهونهست برای اینکه ازش تعریف کنم. اگه اشتراک داری، باید بگم قراره حسابی حال کنی.
از غار تاریکت که انگار اتاق خواب زمستونیته بیرون میای، شمشیر جادوییت رو که با یه سرنوشت بیکلام گره خورده برمیداری ، اینجا رگههای زیادی از Zelda حس میشه، حتی کوزه شکستن. شمشیرت نقش اسنوبورد، اسکیتبورد یا حتی سرفبورد رو بازی میکنه. تپههای شنی میشن موجهات. برو ببین چی برات دارن.
ناوا میگه: “توی این بازی، حرکت یه راهه برای اینکه با دنیا ارتباط بگیری.” اون مقایسهش میکنه با اسنوبورد سواری، که یکی از الهامبخشهای اصلی بازیه: “وقتی با سرعت از کوه پایین میری، کل کوه رو سریع میبینی. این نزدیکترین حسیه که میتونی به این برسی که همهجا رو یکجا بشناسی. حرکت بهت این امکان رو میده که دنیا رو یه جور دیگه درک کنی.”
این نگاه به ورزشهای هیجانی برای ناوا و Giant Squid مهمه چون باعث میشه آرامش و حرکت با هم ترکیب بشن. ناوا میگه: “مثل Abzû، من رفتم غواصی و دیدم که توی همه بازیهای ویدیویی وقتی غواصی میکنی، یه نوار اکسیژن داری که باعث استرست میشه. کوسهها میخوان بکشنَت، در حال مرگ هستی، موزیک وحشتناک توی گوشته. ولی توی دنیای واقعی وقتی غواصی میکنی، کلی اکسیژن داری، نور خورشید میتابه، ماهیهای زیبا دور و برتن، صدای نفست رو میشنوی. مثل مدیتیشنه. آرومترین و قشنگترین حس دنیاست. هیچی شبیه این توی بازیها نبوده.
وقتی توی Sword of the Sea روی موجهای شنی میچرخی، چند کریستال براق پیدا میکنی بعضی وقتا با شکستن کوزهها و بعضی وقتا فقط با گشتوگذار. بازی به نوعی آموزشی هم هست، از همون مدلی که خیلی از بازیهای جادویی هستن. چند تا دکمه ساده داری: پرش و پرش دوبل، یه پالس کوتاه یا طولانی، و نگه داشتن دکمه L1 برای اجرای چند حرکت نمایشی توی هوا. همینا کافیه برای تعامل با دنیا و دیدن نتیجه آنی کارهات.
بخشهای کوچیک پلتفرمینگ رو رد میکنی مثلا از غار یا روی پلهای خراب ، و اونجاست که معنی اسم بازی رو میفهمی. ناگهان بیابون تبدیل میشه به اقیانوس، ماهیهای پرنده و نهنگهای شناور جای اسکلتهای خشک رو میگیرن. پاداشت معمولا یه سرسره طولانی و پرسرعته که پر از کریستالهای طلاییه. جمعشون کن و به شخصیت خاص بازی بده تا ارتقا بگیری. آب و زندگی رو به اندازه کافی برگردون تا مناطق جدید باز بشن. تپههای تازه، دیوارهایی برای سر خوردن، و حتی سازههای باستانی با هافپایپهای جذاب.
ناوا میگه: “خیلی وقتا وقتی بازی میسازی، به شبیهسازی یا ظاهر سطحی سوژه فکر میکنی. ولی اگه یک قدم عمیقتر بری و دلیل انجامش رو پیدا کنی، اون موقع تجربه عمیقتری به بازیکن میدی.”
بازیهای ناوا، چه از دوران Journey و چه توی Abzû و The Pathless، همیشه یه حس معنوی خاص داشتن. خودش میگه: “آدما وقتی از بازیهای موردعلاقهشون حرف میزنن، از تجربهای حرف میزنن که زندگیشون رو تکون داده. این ارتباط معنوی حتی توی بازیهای ساده هم ممکنه شکل بگیره.”
اون ادامه میده: “ذهن انسان هنوز به یه جور ارتباط معنوی با دنیا نیاز داره تا امید و انگیزه پیدا کنه.” از چیزی که من از Sword of the Sea تا الان دیدم، این بازی تلاش میکنه با الهام از اسطوره و نمادها، همچین ارتباطی رو ایجاد کنه. یه جور حس یکی شدن با دنیایی که توش حرکت میکنی، با مسیری باز برای ادامه ماجراجویی.
منبع : eurogamer
