اخبار بازی

بازی خونین The Blood of Dawnwalker داره یکی از موردانتظارترین RPG های من میشه

خیلی چیزها هست که من درباره The Blood of Dawnwalker دوست دارم. اوایل تابستون وقتی اولین تریلر گیم‌پلی منتشر شد توجه من رو جلب کرد و حالا بعد از دیدن ارائه گیمزکامش همچنان درگیرشم. این بازی ترکیبی از Witcher، خون‌آشام‌ها و Kingdom Come به نظر میاد و اگه تیم کوچک لهستانی بتونه وعده‌هاش رو عملی کنه، The Blood of Dawnwalker می‌تونه فوق‌العاده باشه.

The Blood of Dawnwalker اولین بازی استودیوی Rebel Wolves هست؛ استودیویی که Konrad Tomaszkiewicz (کارگردان Witcher 3) با چند نفر از همکارهای سابق CD Projekt Red تاسیس کرده. آدم‌هایی مثل Mateusz Tomaszkiewicz (طراح مراحل Witcher 3)، Jakub Szalamek (از نویسنده‌های اصلی Witcher 3) و خیلی‌های دیگه. طبق LinkedIn حدود ۱۳۴ نفر تو این استودیو کار می‌کنن، پس تیم کوچیکی هم نیست. به همین دلیل شباهت‌هاش با Witcher 3 تعجب‌آور نیست. کافیه چند لحظه بازی رو ببینی تا متوجه شباهت‌ها بشی.

دوباره یه جنگجوی مو دم‌اسبی داریم که داره تو یه سرزمین قرون وسطایی و پر از دهقان‌های خسته و غرغرو می‌چرخه. دوباره موقع گشتن با خودش حرف می‌زنه و بیشتر مشکلات رو با شمشیر دوسر دست حل می‌کنه و راهزن‌ها و سربازها رو از بین می‌بره. اما درست مثل Witcher، نیروهای ماورایی هم وجود دارن؛ تاریکی‌هایی که پشت ظاهر این سرزمین پنهان شدن. و ما دوباره یه قهرمان ماورایی هستیم که می‌تونیم باهاشون بجنگیم. خیلی چیزها آشناست: لحن بازی، سبک گیم‌پلی و حتی حس کلیش. اما تفاوت‌های مهمی هم وجود داره.

تو The Blood of Dawnwalker ما خون‌آشام هستیم، ولی نه یه خون‌آشام عادی. ما یه Dawnwalker هستیم؛ ترکیبی از خون‌آشام و انسان، چیزی شبیه Blade تو کمیک‌های مارول. این یعنی می‌تونیم تو نور خورشید هم راه بریم. اما قدرت‌هامون بستگی به زمان روز دارن. روزها بیشتر شبیه یه انسان معمولی‌ایم، شب‌ها قدرت‌های خون‌آشامی‌مون رو داریم. کل بازی روی این دوگانگی ساخته شده. مثلا یه موقعیت تو روز یه جور حل می‌شه و همون موقعیت تو شب یه جور دیگه.

تو نسخه گیمزکام دو مسیر متفاوت برای رسیدن به یه راز توی کلیسا نشون داده شد: یکی روز به شکل انسان و یکی شب به شکل خون‌آشام. وقتی خون‌آشام باشیم می‌تونیم کارهای فوق‌العاده‌ای بکنیم. مثلا Plane Shift؛ یعنی به یه سطح اشاره کنیم و اون‌جا تلپورت بشیم. حتی می‌تونیم روی دیوار ظاهر بشیم و مثل بتمن قدیمی بالا بریم. دستامون تبدیل به سلاح می‌شن، با چنگال و دندون دشمن‌ها رو می‌کشیم و خونشون رو می‌مکیم. اینطوری پشت‌بوم‌های شهر تبدیل به زمین بازی ما می‌شن و می‌تونیم از پنجره وارد کلیسا بشیم.

اما تو روز داستان فرق می‌کنه. این بار می‌تونیم مستقیم وارد کلیسا بشیم و تو مراسم حضور پیدا کنیم. باید با شخصیت‌ها حرف بزنیم: اول با ابوتی که داشت یه نوزاد رو با خون غسل تعمید می‌داد، بعد با یه کشیش که محراب رو تمیز می‌کرد. اون از ما می‌خواد یه قتل مرموز رو بررسی کنیم. این بخش خیلی حس Witcher داره، حتی از همون حس‌ها برای پیدا کردن ردپا استفاده می‌کنیم. در نهایت سرنخی می‌گیریم تا بتونیم قبر مورد نظر برای ورود به دخمه‌ها رو پیدا کنیم.

این دو مسیر نشون می‌ده که بازی واقعا به انتخاب بازیکن اهمیت می‌ده. اما یه سوال پیش میاد: چرا همیشه صبر نکنیم شب بشه و از قدرت خون‌آشامی استفاده نکنیم؟ جوابش دوتاست. یکی اینکه بعضی ماموریت‌ها فقط تو زمان مشخصی از روز قابل انجام هستن. دوم اینکه زمان محدوده. کل داستان اصلی بازی ۲۲ روز طول می‌کشه تا خانواده‌مون رو نجات بدیم. هر تصمیم مهم بخشی از زمان رو مصرف می‌کنه و این با یه نماد ساعت شنی نشون داده می‌شه. همین فشار زمانی باعث می‌شه بازیکن مجبور بشه هم به عنوان انسان و هم به عنوان خون‌آشام ماموریت‌ها رو تجربه کنه.

البته با این وجود بازی ریتم آرامی داره. چون حالت sandbox هست و آزادی زیادی داری، ممکنه مجبور بشی حسابی بگردی تا سرنخ‌ها رو پیدا کنی. بعضی سرنخ‌ها خیلی پنهانن. مثلا یه بار سمبلی که لازم بود روی کف یه جام طلایی مخفی بود. این باعث می‌شه بازی حوصله بیشتری بخواد، ولی در عوض بازیکن رو مجبور می‌کنه دقیق و با فکر پیش بره.

شخصیت اصلی یعنی Coen هم همین آرامش رو منتقل می‌کنه. صداپیشه انگلیسیش Will de Renzy-Martin کسیه که حتی داستان‌های خواب‌آور روایت می‌کنه. صداش آروم و مطمئنه، شبیه Tom Hiddleston. این آرامش به بازی حس خاصی داده.

The Blood of Dawnwalker پر از چیزهای هیجان‌انگیزه. ایده دوگانگی شخصیت، داستان ماورایی و خون‌آشام‌ها در دنیایی تاریخی، مکانیک‌های مبارزه هوشمندانه و حال‌وهوایی که خیلی یاد Witcher می‌اندازه ولی تفاوت‌های خودش رو هم داره. سازنده‌ها منابع CD Projekt Red رو ندارن، اما جاه‌طلبی و تجربه رو دارن. اگه بتونن به وعده‌هاشون برسن، احتمالا با یه موفقیت بزرگ لهستانی دیگه طرف خواهیم بود.

منبع : eurogamer

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا