هر زمانی برای (دوباره) بازی کردن Hollow Knight عالیه!

بعد از اینکه صبح زود بیدار شدم و با دهها نفر ایستادم تا یک Switch 2 بخرم، اولین بازیای که دانلود کردم و بازی کردم، Mario Kart World نبود. اصلا به هیچکدوم از بازیهای نینتندو که برای کنسول جدید بهبود پیدا کرده بودند هم توجه نکردم. شایعاتی گشته بود که شاید بالاخره نگاهی به Hollow Knight: Silksong، دنباله بازی Hollow Knight که در سال ۲۰۱۷ منتشر شد و شما توش یک قلمروی خرابشده از حشرات رو کاوش میکنید، بندازیم. طرفدارای این بازی که مدتها منتظر بودن، هر از گاهی این شایعات رو میشنیدن. اما این بار، حس میکردم که شاید این دفعه داستان فرق کرده.
چند روز بعد، امید دوباره زنده شد وقتی تو نمایش Xbox Game Showcase مایکروسافت چند ثانیه از گیمپلی Silksong رو نشون داد تا کنسول جدیدش، ROG Xbox Ally رو معرفی کنه. این بازی قراره تو سال ۲۰۲۵ منتشر بشه و روی تمام پلتفرمهای اصلی عرضه بشه و از روز اول تو Xbox Game Pass هم خواهد بود. این عالیه، البته به جز اینکه من اصلا نسخه اصلی Hollow Knight رو تموم نکردم.
بارها تلاش کردم. چندین بار بازی Hollow Knight رو خریدم. حداقل یک فایل ذخیره دارم که بیش از دوازده ساعت بازی کردم، اما توی آپگریدها و انتقال دادهها و دوباره دانلود کردنها گم شد. با اینکه اولین بار که در ۲۰۱۷ بازی رو امتحان کردم، کاملا جذبش شدم، واقعیت این بود که نتونستم هنوز از پس بازی ای مثل این بربیام.
سال ۲۰۱۷، سه بازی بزرگ Dark Souls و چندین بازی دیگه از این دست رو داشتیم که خیلیهاش رو امتحان کردم و اکثرشون رو رها کردم. من Bloodborne رو بازی کردم و تمومش کردم، با اینکه Bloodborne خیلی زود به عنوان یک کلاسیک شناخته شد، اما در مقایسه با بازیهای مشابه خودش، دسترسی به آن و شروع بازی برای بازیکنان بسیار راحتتر بود. بازی و مکانیزمهای سرقت زندگی اون، به شما پاداش میده که بازی تهاجمی انجام بدید، در حالی که بیشتر Soulslike های اون زمان اینطور نبودند. وقتی که یک Soulslike نیاز به رویکردی سنجیدهتر داشته باشه، داستان کاملا متفاوتی میشه.
بازی Hollow Knight واقعا مفهوم “سختی بیرحمانه” رو به خوبی به نمایش میذاره. شخصیت اصلی بازی یه مبارز شبیه به سوسک هست که سلاحش یه گیره فلزی تیزه که به عنوان وسیله اصلی برای مبارزه با دشمنها استفاده میشه. هیچ مقدمه یا توضیحی نداره و تقریباً هیچ NPC ای در بازی نیست. این یعنی دیالوگ هم خیلی کمه. فقط شما هستید، یک گورستان از حشرات، و هر میزان استقامتی که بتونید جمع کنید. بیشتر نقدهایی که میخونید بیشتر به جنبههای کاوش بازی و قدرتهایی که میگیرید که به شما این امکان رو میده که به مناطق جدید دسترسی پیدا کنید، میپردازند. اما از نظر روحی Hollow Knight بیشتر به بازیهای FromSoftware شباهت داره.
رویکرد حداقلی داستانی که بیشتر نشون میده تا توضیح میده،قدرت زیادی به تخیل میده. شما فقط چند خط مبهم میبینید که به دنیای خیلی قدیمیتر از شما اشاره میکنه. معمولا این تکهها در ویرانههایی پیدا میشن که دوام اونها باعث میشه فکر کنید هیچ چیز دیگهای غیر از اونها وجود نداره. چیزی اشتباه پیش رفته، اما شما مطمئن نیستید که چطور یا چرا. یه حس دلهرهآور هم هست که با وجود کنجکاوی بیگناه شما، ممکنه انگیزهای که شما برای کنترل شخصیت دارید اونطور که فکر میکنید خیلی هم نجیبانه نباشه. شما اصلا اونجا چیکار میکنید و چرا باید یک استان خرابشده رو مختل کنید؟
شما اصلا چی هستید؟ وقتی میمیرید، واقعا نمیمیرین. به جای اینکه بمیرین، یک موجود تاریک بدن شما رو ترک میکنه و در جایی که آخرین بار نفس کشیدید منتظر میمونه. مثل خیلی از بازیهای Soulslike، باید برگردید و پولی که قبلا داشتید رو بردارید، ولی روح شما به محض دیدن شما حمله میکنه. اهمیتی نمیده که چقدر شیطانی به نظر میرسه.

این حس نا آرامی بیشتر هم وقتی تقویت میشه که با Hornet ملاقات میکنید، یک موجود که طراحی ظریف و سرعت بالای اون فریاد از افتخار میزنه. اما او از شما بیاعتماد است و حاضر است برای جلوگیری از پیشرفت شما با شما بجنگد. او مرتبا از شما میخواهد که متوقف بشید، ولی خب، اگر متوقف میشدید بازی اصلا پیش نمیرفت. پس مثل خیلی از بازیهای Soulslike، شما به طور غمگین راه خودتون رو به سوی آیندهای نامعلوم ادامه میدهید.
همهی اینها رو با جان و دل خوردم. چون خیلی تجربهی بازیهای Soulslike نداشتم، این ساختار داستانی خیلی تازه و جذاب بود. این چند سال قبل از اون بود که بازی Bug Fables من رو تو یک تیم از حشرات در یک ماجراجویی نوبتی قرار داد. ایدهی کشف یک میکروکاسم ( به یک دنیای کوچکتر یا یک فضای محدود اشاره دارد که ویژگیها یا عناصر دنیای بزرگتر را در خود دارد) پر از حشرات و دستنخورده از انسانها، خیلی جالب بود.
اما هر چقدر تلاش کردم، نتونستم پیشرفت کنم. بازی پر از دشمنهای سخت و رئیسهای چالشی است که در هر قدم با شما مقابله میکنند. بیشتر مواقع باید دوباره به جایی برمیگشتم که قبلا مرده بودم تا ارزشی که از دست داده بودم رو دوباره بردارم.
حالا نزدیک به یک دهه بعد و با تجربهی چند بازی از FromSoftware، حس میکنم آمادهام تا با چالشهای Hollow Knight روبرو بشم. از رئیسهایی که پیشرفت من رو برای روزها متوقف کردند، توبه کردهام. راهروها و شکافهای کوچکی رو پاک کردم که خشونتشون از دیوارهایی که اونها رو محصور کرده بیشتر بوده.
بیشتر از همه، صبر یاد گرفتم. صبری برای مطالعه دشمنان و الگوهای اونها. توانایی برای صبر کردن تا زمانی که فرصت عالی پیش بیاد، حتی اگه پیشرفتم خیلی تدریجی باشه. جسارتی برای مبارزه با موجوداتی که به وضوح از هر چیزی که من کنترل میکنم قدرتمندترند. استقامت برای دوباره تلاش کردن، حتی اگر به نظر برسه هیچ امیدی نیست.
چیزی که در سال ۲۰۱۷ مثل یک بار غیرقابل تحمل به نظر میرسید، حالا که با Elden Ring مبارزه کردم و در ورزشهای رزمی هم تجربه دارم، لزوما در سال ۲۰۲۵ آسونتر نیست. اما وقتی دوباره وارد Hallownest میشم، حس جدیدی دارم که من رو به جلو میبره. هنوز هم بعضی جنبهها توی بازی برام برجستهاند، مثل اینکه چطور چکپوینتها هنوز کمیاب و تنبیهی هستند ، که وقتی بقیهی بازی انقدر سخت هست، احساس میکنم خیلی غیر ضروریه. با این حال، در چند هفته اخیر روی Switch 2 بیشتر از تمام سالها پیشرفت کردم و این بخشی از دلایلش اینه که دیگه از ناامیدی دست کشیدم. این به این معنی نیست که بعد از ده بار مرگ از همون رئیس عصبی نمیشم. ولی حالا یاد گرفتم که با ناراحتی خودم کنار بیام و به اون به چشم سوختی برای پیشرفت نگاه کنم. هرچقدر بازی بیشتر از من دریغ کنه، بیشتر انگیزه دارم که ثابت کنم اشتباه میکنه.
زمانبندی هم عالیه. اگه قبلا پیشرفت کرده بودم، باید با ناامیدی فلسفی مقابله میکردم که نمیدونستم Silksong کی منتشر میشه. پس برای هر کسی که هنوز فرصت تجربه Hollow Knight رو نداشته ، یا برای اونهایی که تمام این مدت منتظر دنبالهی تیم چری بودن ، Switch 2 بهانهی خوبی برای برگشتن به این بازیه. خوشبختانه باتری کنسول به راحتی Hollow Knight رو هندل میکنه. ولی حتی اگه Switch 2 ندارید، نترسید. با Silksong که بالاخره در دسترس قرار گرفته، همیشه وقت مناسبی برای بازی کردن Hollow Knight هست، روی هر پلتفرمی.
منبع: polygon




