مطالب اختصاصی

Phantom Blade Zero یک اکشن RPG جذاب و سخت‌گیرانه

معمولا وقتی درباره طرفدارای سبک‌های مختلف بازی حرف می‌زنیم، یه تصویر خاص ازشون تو ذهنمون شکل می‌گیره. یکی ممکنه عاشق شوتر باشه، یکی استاد پازل، یا اون یکی طرفدار دوآتیشه بازی‌های ورزشی. هرکدومشون یه حس و حال خاص دارن. اما یه دسته دیگه هم هستن: اونایی که عاشق بازی‌های سخت و چالش‌برانگیزن. کسایی که از اصطکاک لذت می‌برن، از شکست خوردن نمی‌ترسن و از دوباره تلاش کردن کیف می‌کنن. ما به شوخی به خودمون می‌گیم “دیوونه‌ها”.

در نمایشگاه Tokyo Game Show سال ۱۴۰۴، من یکی از همین دیوونه‌ها بودم که تونستم Phantom Blade Zero، بازی اکشن RPG جدید و مورد انتظار استودیو S-Game رو تجربه کنم. با یه مجموعه از سلاح‌های وحشیانه، فنیش‌های خشن و دشمنای بی‌رحم، این بازی همه چیز ، یه تجربه خون‌آلود و هیجان‌انگیز رو داره. بعد از یه ساعت نبرد بی‌وقفه، باس‌فایت‌های نفس‌گیر و البته چندین بار مردن، فقط یه سؤال تو ذهنم مونده بود: “کی می‌تونم مرخصی بگیرم و غرق این بازی بشم؟”

شمشیرزنی سطح بالا

تو نقش شخصیتی به نام Soul بازی می‌کنی، یه قاتل که به قتل رئیس سازمان خودش متهم شده. توی دموی بازی، سفرمون از کف یه دره شروع می‌شه. هنوز چند قدم برنداشتیم که با یه کمپ دشمن روبه‌رو می‌شیم. خبری از مقدمه‌چینی و آرامش نیست؛ دو سرباز معمولی به سمتت حمله می‌کنن، پشت سرشون یه نیزه‌دار سواره میاد، در حالی که یه تیرانداز از بالای برج داره نشونه‌ت می‌گیره. اگه دنبال جنگن، جنگ می‌خوان، پس شمشیرمو بیرون می‌کشم و آماده می‌شم تا موقعیت مناسب برای ضربه زدن پیدا کنم.

Phantom Blade Zero در اصل یه بازی اکشنه، همین و بس. هر مبارز، از جمله خودت، دو تا نوار داره: یکی نوار سلامتی و یکی Sha-Chi. نوار سلامتی واضحه که چیه، ولی Sha-Chi درواقع ترکیبی از استقامت، قدرت، مهارت و انرژی برای اجرای حملات خاصه. البته سیستمش دقیقا مثل بازی‌های Soulslike نیست، چون می‌تونی حملات ساده بزنی یا جاخالی بدی بدون اینکه نگران تموم شدن استقامتت باشی. ولی اگه بخوای از حملات سنگین Sha-Chi استفاده کنی یا جلوی ضربه‌ها رو بگیری، این نوار مصرف می‌شه.

اگه تو یا دشمنت Sha-Chi تموم کنین، وارد حالت Breach می‌شین، یعنی تعادل‌تون می‌شکنه و تا زمانی که نوار دوباره پر بشه، کاملا آسیب‌پذیر می‌شین. ترکیب این مکانیک‌ها باعث شده مبارزات Phantom Blade Zero حس خاصی داشته باشه؛ نه صرفا تقلیدی از بازی‌های سخت دیگه، بلکه تجربه‌ای سریع، مرگ‌بار و پر از تاکتیک که هر نبردش مثل یه دوئل واقعی حس می‌شه.

بهترین روش تو مبارزات این بازی ، این نیست که مثل Ninja Gaiden فقط با شمشیر بی‌هدف حمله کنی، یا مثل Sekiro منتظر بمونی تا نوبت دفاع برسه. حسش یه چیزی بین این دوتاست؛ یه تعادل هوشمندانه که از هر دو سبک الهام گرفته و باعث شده مبارزات یه ریتم منحصربه‌فرد پیدا کنن.

چند تا تیر از دشمن می‌خورم، ولی در نهایت موفق می‌شم گروه کوچیکی از نگهبان‌ها رو از پا دربیارم. وقتی نوار سلامتی و Sha-Chi دشمن پایین میاد، می‌تونم از فنون پایانی استفاده کنم؛ حرکات خیره‌کننده‌ای که با بی‌رحمی تمام، دشمن رو از بین می‌برن. جلوتر که می‌رم، یه ناقوس کوچیک آویز شده از یه پایه چوبی می‌بینم. با یه اشاره اونو به صدا درمیارم و بخشی از نقشه برام نمایان می‌شه. این ناقوس درواقع نقش محل ذخیره و نقطه سفر سریع رو داره، درست مثل آتیش‌دان‌های Dark Souls.

گیم پلی Phantom-Blade-Zero

اگه در لحظه مناسب جلوی ضربه دشمن دفاع کنی، می‌تونی اون حمله رو پری کنی، و خیلی زود می‌فهمی که این فقط یه ابزار دفاعی ساده نیست؛ بلکه بخش اصلی سیستم مبارزاته. پری کردن نه‌تنها ضربه دشمن رو خنثی می‌کنه بدون اینکه از نوار Sha-Chi خودت کم بشه، بلکه باعث می‌شه Sha-Chi دشمن هم پایین بیاد. البته می‌تونی با حملات پرقدرت یه دشمن معمولی رو از پا دربیاری، اما وقتی چند تا دشمن قوی‌تر باهم حمله می‌کنن، این روش جواب نمی‌ده.

درواقع باید با دقت جلو بری، ضربات دشمن رو به سمت خودت بکشی، پری کنی و بعد با یه ضدحمله دقیق جواب بدی. همین باعث می‌شه مبارزات Phantom Blade Zero ریتم خاص و جذابی پیدا کنه، جایی بین تهاجم خالص و دفاع حساب‌شده.

البته جاخالی دادن هم تو بازی کاملا بی‌فایده نیست. دشمن‌ها دو نوع حمله خاص دارن: Brutal Moves و Killer Moves. نوع اول باید پری بشن و نوع دوم باید جاخالی داده بشن. اگه واکنش درستی نشون بدی، حرکت خاصی به نام Ghostep انجام می‌دی، یه جاخالی خیلی شیک و سریع که بلافاصله می‌تونه به یه ضدحمله منجر بشه.

این قابلیت حسابی به درد می‌خوره، مخصوصا وقتی دارم از داربست‌های لق کنار صخره بالا می‌رم. وسط راه یکی از شمشیرزن‌ها رو یواشکی از بین می‌برم، ولی نمی‌تونم نیزه‌دار بعدی رو غافلگیر کنم. اونم چند نفر دیگه رو صدا می‌کنه و مجبور می‌شم با استفاده مداوم از Ghostep جون سالم به در ببرم، در حالی که هر چهار نفر سعی دارن منو با نیزه‌هاشون سوراخ سوراخ کنن.

کنجکاوی کار دستم داد و تصمیم گرفتم عقب‌نشینی کنم و Red Wraith (باس فایت زن جنگجوی مرموزی که ظاهرش ترسناک و حرکاتش سریع و کشنده‌ست) رو ول کنم، اما اون تصمیم بعدا برام گرون تموم شد.
وقتی داشتم از یه دهکده رد می‌شدم و روی سقف یه ساختمون گرد بالا رفتم، ناگهان Red Wraith رو دیدم که خیلی خفن روی نوک یه مناره کوچیک وایساده بود. بدون هیچ کات‌سین یا نشونه‌ای، مستقیم پرید وسط مبارزه. با شمشیر بلندش و یه تیغه پرتابی بهم حمله کرد، اما با چندتا Ghostep تونستم گاردش رو بشکنم. ولی یه چیزی عجیب بود… مبارزه زیادی آسون پیش می‌رفت، و حتی Soul گفت شاید بهتر باشه بی‌خیالش بشیم و فرار کنیم. وسوسه شدم و همین کار رو کردم – که اشتباه بزرگی بود.

بعد از چند درگیری، رسیدم به آخرین باس نسخه‌ی دمو، Chief Disciple of the Seven Stars. اون با شش جنگجوی دیگه همراهش بود و واقعا یکی از خفن‌ترین نبردهایی بود که تو سال‌های اخیر تجربه کردم. هرکدوم از اون جنگجوها نوار جون جدا داشتن و در عین حال باهم هماهنگ بودن. یه لحظه یه نفر رو جدا می‌کردم تا ضربه بزنم، لحظه‌ی بعد کل گروه همزمان از چهار طرف حمله می‌کردن. با یه داج به‌موقع از حمله‌شون پریدم و روی نوک نیزه‌هاشون فرود اومدم ، یه صحنه فوق‌العاده دیدنی.

هر بار که به Chief Disciple ضربه می‌زدم، بقیه‌ی شاگرداش با ازخودگذشتگی جون خودشون رو فدا می‌کردن تا اون رو درمان کنن. منم با Smash از Bashpole چندتاشونو پرت می‌کردم عقب تا فرصت نفس‌کشیدن پیدا کنم. وقتی تعدادشون کم شد، Chief تصمیم گرفت جون خودش رو بده تا همیشه سه تا از شاگرداش کنارش باشن. همین اشتباه باعث شد ضعیف بشه و با پرتاب Seamless Death کارش رو تموم کردم.

اما مبارزه هنوز تموم نشده بود. سه شاگرد باقی‌مونده به بالای سه برج رفتن و نخ‌هایی پرت کردن که Chief رو مثل یه عروسک از زمین بلند کرد. حالا به عنوان Chief Disciple’s Fallen Hope برگشته بود و یه نبرد 1v1 جدید شروع شد. حمله‌هاش وحشیانه‌تر شده بود و نخ‌هاش کل صفحه رو پر می‌کردن. تا اینکه یه صدا اومد: «هیچ چیز نمی‌تونه ما رو از هم جدا کنه، حتی مرگ!» و بله… Red Wraith برگشته بود! حالا باید با دوتا باس همزمان می‌جنگیدم، و چند بار پیاپی کشته شدم.

اما هر بار یه ذره بیشتر یاد می‌گرفتم. هر بار بیشتر جلو می‌رفتم تا بالاخره تونستم Red Wraith رو با یه حرکت پرشی از Seamless Death بکشم، حمله‌ی خشمگین Chief رو تحمل کنم و با آخرین ضربه، نخ‌ها و سرش رو با یه حرکت از بدن جدا کنم.

Phantom Blade Zero سه درجه سختی داره، ولی حتی حالت پیش‌فرضش هم واقعا چالش‌برانگیزه. سختی بازی آزاردهنده نیست، فقط ازت می‌خواد بهتر بازی کنی. تو یه ساعت بازی، حس کردم ده برابر قوی‌تر شدم. اون حس رضایتی که فقط بهترین بازی‌های اکشن می‌تونن بهت بدن. اگه ادامه‌ی بازی هم مثل این نسخه باشه، به‌نظرم Phantom Blade Zero یکی از بازی‌های خاص امساله.

منبع : IGN

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا