Warhammer 40K: Dawn of War تجربه بهترین بازی استراتژی رو راحت کرده

با من برگردیم تو زمان و فضا، میخوای؟ برسیم به کاناپهی اتاق پذیرایی من در ۲۰۰۵. خمیده، شبیه اورک رنگپریده، لپتاپم رو روی یکی از همون میزهای کوچک قهوهای که کمی کوچیک بودن، نگه میداشتم و یه موس بلوتوثی کوچک و جیرجیر کنارش بود. یه جایی اونقدر ناراحت شدم که از سر اجبار ، از راحتی موسپد نرمم بگذرم و یه بالشت کامل زیر بازوم قرار بدم. همه این کارا فقط برای چند دقیقه دیگه بود که ارتشم رو تو گوشههای نقشه حرکت بدم، دنبال آخرین ساختمون برای خراب کردن یا هر کزنو زنون اضافی که هنوز پاک نکرده بودم.
Warhammer 40K: Dawn of War – Definitive Edition
توسعهدهنده: Relic Entertainment
ناشر: Relic Entertainment
پلتفرم: بازی شده روی PC
دسترسی: الان روی PC (Steam) موجوده
نسخه اصلی Warhammer 40K: Dawn of War یکی از شاهکارهای بینظیر RTS (استراتژی زمان واقعی). این بازی از Relic Entertainment، یه قدرت بزرگ در RTS، تقریبا به اوج خودش رسید، همراه با سه بسته الحاقی فوقالعاده که خودشون توسعه دادن (و بعدا Soulstorm از Iron Lore Entertainment)، همزمان با اولین نسخه عالی Company of Heroes منتشر شد. وقتی الان به اون زمان نگاه میکنم ، نوجوانی که تازه اینترنت ابتدایی و بدون الگوریتم رو تجربه میکرد و یه ژانر مورد علاقه رو بازی میکرد ، واقعا حس میکنم جملهای که این روزا به کلیشه زندگی ما میلینئالها تبدیل شده، درسته: نمیدونستیم چقدر خوب داشتیم.
به هر حال، این حس رو خالی کردم. برگردیم به خشونت تاریک آینده! Dawn of War فوقالعاده است چون واقعا احمقانه و بانمکه. وقتی اینو مینویسم، میتونم هزار تا نفر رو ببینم که فریاد میزنن از درد، همونطور که Aspiring Champion گفته بود. برای خیلیها Warhammer یه موضوع جدیه، اما برای من نه. سردبیر قدیمیم، Martin Robinson، همیشه ۴۰K رو مثل اسباببازی Tonka برای بزرگسالها توصیف میکرد، انگار مدلهای کوچک چیزی هستن که تو تصور میکنی بهم میزنیشون و با صداهای دوف-دوف-دوف میخندی. از اون موقع دیگه نمیتونم اون رو جور دیگه ببینم ، هیچ جناحی بهتر از Space Marines پرچمدار ، این حس رو منتقل نمیکنه، با شونههای گنبدی، ساقهای مخروطی و کامیونهای بزرگ و باحال. Dawn of War پیچیده، دقیق و گسترده بود، اما در عین حال ساده هم بود.
نسخه Dawn of War – Definitive Edition که همین الان منتشر شده، به اندازه کافی بهونه بود که دوباره برگردم به عنوان یک ریمستر، نسبتا کمسر و صداست. برای کاربران عادی، شاید بزرگترین اصلاح، تغییر گزینههای نهچندان راحت انتخاب رزولوشن در شروع بازی باشه. قبلا هیچ گزینه خوبی وجود نداشت، برای کسی که با مانیتوری غیر از مدلهای ۲۰۰۵ بازی میکرد (برای مثال Dawn of War و اولین بسته الحاقی، Winter Assault، نسبت تصویر ۴:۳ دارن و از Dark Crusade به بعد فقط نسخه کشیدهشدهشونه)، اما حالا به راحتی تا ۴K هم مقیاسبندی میکنه.
تلاش زیباسازی روی بافتها، نورپردازی، سایهها و موارد مشابه انجام شده ، چیزیه که دفعه اولی که نسخه جدید رو بازی میکنید متوجهش میشید و بعدش فورا فراموشش میکنید. این در واقع یه تمجیده، حتی اگه کمی پنهان باشه: طبیعت این نوع ارتقاها اینه که وقتی کنار نسخه قدیمی مقایسه میکنید قابل توجهه، اما در عمل نسخه جدید فقط حافظهی ذهنی شما از نسخه قدیمی رو پاک میکنه. من صدها، شاید هزارها ساعت نسخه اصلی Dawn of War رو بازی کرده بودم؛ و بعد از حدود سه ساعت با Dawn of War – Definitive Edition ذهن ناخودآگاهم تصمیم گرفته بود که همیشه همینجوری به نظر میرسید.
البته، طبیعتا واقعیت این نیست. دوباره به نسخه اصلی برگردید و متوجه خواهید شد که سطح بزرگنمایی دوربین چقدر تنگ و محدود بود. یا چقدر نوار ابزار UI حریصانه تمام لبه پایین صفحه رو گرفته بود، چیزی حدود ۲۰ درصد کل صفحه شما. اینا نکات کوچیکی بودن که حتی نمیدونستید مشکل هستن، الان برای مصرف مدرن اصلاح و ۲۰۲۵-ای شدن. خیلی از باگهای قدیمی هم رفع شدن.
تیتر برای طرفداران واقعی، حرکت بازی به نسخه ۶۴ بیتی از نسخه ۳۲ بیتی قبلیه. نمیخوام وارد بحثهای فنی Digital Foundry بشم، اما نکته اصلی اینه که این یه نعمت بزرگ برای صحنه مودینگ بازیه، چون فضای بیشتری به مودسازها میده که قبلا با محدودیتهای سخت RAM مواجه بودن. بخشی از توجیهی که توسعهدهنده Relic برای این نوع ریمستر نسبتا محدود داد، در واقع این بود که «نمیخواست هیچ چیزی که مودسازها ساخته بودن خراب بشه»، همونطور که Philippe Boulle، کارگردان طراحی، به کسی به اسم Wes در IGN گفته بود.
برای من تیتر اصلی اینه که دوباره یه دلیل دارم که این بازی رو بازی کنم و یه جامعه آنلاین فعال و تقریبا پرجنب و جوش که میتونم بارها توش شکست بخورم. (هر کسی که در سالهای اخیر به سرورهای قدیمی DoW سر زده باشه، یکی از حدود نه متخصص پنجستاره رو دیده که هنوز اونجا بودن و اغلب هم خیلی مهربون بودن، درست مثل فروشندههای Warhammer، اما در عرض حدود ۴۵ ثانیه شما رو کامل نابود میکردن.)
من بازی رو از همون ابتدا، با کمپین اصلی نسخه اول Dawn of War شروع کردم. این چند ماموریت خوشایند پاکسازی زنونها طول کشید تا به یکی از همون لحظات «کی خودمو فریب میدم» رسیدم و مستقیم رفتم سراغ حالت conquest در Dark Crusade ، یکی از بهترین کمپینهای RTS همه زمانها، و حالتی که شخصا بارها بازیش کردم، روی لپتاپهای قدیمی بعد از مدرسه، یا کامپیوترهای والدین دوستام وقتی میخواستیم یه LAN ساده درست کنیم، حتی صدای آموزش و راهنماییها با تلفظ عجیب و دقیقش هنوز تو گوشمه. این حالت واقعا جادویی بود. میگم همه چیز باید حالت conquest داشته باشه (و میدونم قبلا هم همینو گفتم).
